شيخ ذبيح الله محلاتى
354
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
( كلام امير المؤمنين در حق عايشه ) ابن ابى الحديد در جلد 2 شرح نهج البلاغة ص 456 طبع مصر كلام آن حضرت را چنين نقل كرده قال عليه السّلام فمن استطاع عند ذلك ان يعتقل « 1 » نفسه الى اللّه فليفعل فان اطعتمونى فاني حاملكم ان شاء اللّه على سبيل الجنة و ان كان ذا مشقة شديده و مزاقة مريره و اما فلانة فادركها رأى النساء و ضغن غلافى صدرها كمرجل القين و لو دعيت لينال من غيري مثل ما اتت الى لم تفعل و لها بعد حرمتها الاولى و الحساب على اللّه ) و حاصل معنى آنكه امير المؤمنين مىفرمايد هرآنكس كه استطاعت دارد بر حبس كردن نفس خود را از شهوات نفسانيه به جهت طاعت خداوند متعال پس مبادرت جويد و اگر مرا اطاعت كنيد البتّه شما را بسوى بهشت مىرانم اگرچه پيمودن راه بهشت بسى سخت و دشوار و تلخ و ناگوار است اما عايشه از ضعف عقل و دين كه رويهء زنان است و از بغض و عداوت و كينه كه در سينه او پنهان است و مانند ديك آهنين بزرگى كه بر سر آتش در جوش است سينه او در جوش است و از عداوت قديمهء او با من اين فتنه بر سرپا كرده است و اگر ديگرى غير من متصدى خلافت مىشد و عايشه را مىخواند بر خروج كردن به او مثل اينكه بر من خروج كرده است هرگز ايشان را اجابت نمىكرد و بااينحال من هتك حرمت او نكردم و جزاي عمل او را در كنارش ننهادم و انتقام از او را به خداوند قهار واگذار كردم ) حقير گويد تمام شراح نهج البلاغة مطلب را همين قسم نقل كردهاند از علماء شيعه و سنى اكنون ما مىپرسيم كه حقد و كينه و بغض عايشه بصريح كلام آن حضرت با حديث مجمع عليه شيعه و سنى چه مناسبت دارد و جمع آن چگونه مىشود و آن حديث اين است كه ابن عبد البر در استيعاب در ترجمهء امير المؤمنين روايت كرده است كه
--> ( 1 ) يعتقل اى يحبسه و الضغن الحقد و المرجل القدر الكبير ديك آهنى را گويند و القين الحداد يعنى آهنگر و فلانه كنايه از عايشه است .